...دریادل باشیم وبدانیم که هستی ما وقتی معنا دارد که دریا دل ٬هرتلاش٬هرسازندگی ٬هرزیبایی٬هرزشتی٬هرخوبی٬هربدی٬هرحرکتی را بی حب٬بی بغض٬بی کینه٬بی من٬بی منیت٬بی من شیطان٬ببینیم وبه فکر هزاران کودکی باشیم که ما بزرگترها مربی آنها هستیم و قرار است ایران آینده را بسازند.به فکر جوانترهایی باشیم که ما معلم و استاد آنها هستیم.
ابوالقاسم عبدالکریم قشیری نیشابوری در رساله قشیریه نوشته ای دارد که می تواند چاشنی مطلب ما باشد٬خصوصا اگر با دل هوش و گوش تمام ٬آن را بخوانیم و بشنویم:
گفت:سی سال است که استغفار همی کنم از یک شکر که کردم.
گفتند:چگونه بود؟
گفت:آتش اندر بغدادافتاد.کسی مرا خبرآورد که دکان تو نسوخت.گفتم:الحمدالله.وحال سی سال است که پشیمان هستم از اینکه چرا خویشتن را از دیگر برادران وخواهران ومسلمانان و...بهتر خواستم و جدا دانستم.
****** سردبیری یک نشریه ٬اگر هیچ خاصیتی نداشته باشد برای عاشقان حرفه روزنامه نگاری( مثل من)این ویژگی ممتاز را دارد که می توانی بعد از همه نویسندگان نشریه مطلبت را بنویسی و همه مطالب دیگران راهم به اجبار هم که شده بخوانی ... ومن در این سالها چه سعادتی داشته ام که هزاران مطلب راقبل از دیگران خوانده ام و از دانایی دوستان نویسنده و فاضلم بهره برده ام.
وقتی می خوانم که دوستی عزیر می نویسد:باآمدن نوروز ٬دلمان رابیاراییم وآذین ببندیم و کینه وبغض و غرض ومرض را دور بریزیم.
وقتی یادداشت دیگری را می خوانم که می خواهد قدر لحظه لحظه ی با هم بودن با دیگران را تجربه کند وهمه دوست داشتنی های زندگی را ببلعد.
وقتی رفیق عزیزی در مقا له اش مارا به تواضع ٬علو طبع٬شرافت٬صداقت٬مردم دوستی و اخلاق محمدی توصیه می کند.
وقتی پیام مدیر مسولی عزیز را می خوانم که می گوید زبانمان را جز به گفتار نیک ٬اعمالمان راجزبه کردار نیک٬ واندیشه هایمان راجز به پندارنیک نبندیم وجام ادراک مان را از شراب شعر وشور ازلی درگاهش لبریز کنیم تا ایرانی آبادتر داشته باشیم و...
وقتی پیامک های نوروزی رامی خوانم که یکی از دیگری خواندنی تر هستند :
*نوروز ٬آیین رفاقت را نگاهبانی می کند تا باورکنیم که قلب هایمان جای حضوردوستانمان هستند.
*نازآن چشمی که سویش مال ماست/نازآن زلفی که تارش مال ماست/نازآن چوپان که سازش مال ماست/نازآن دوستی که قلبش مال ماست.
*من که ره بردم به گنج حسن بی پایان دوست/صدگدای همچوخودرابعدازاین قارون کنم.
*دم اون هایی که توی خونه تکونی دلشون بنده رادور نینداختندگرم/من هم قول می دهم که جای زیادی را توی دل دریایی شون اشغال نکنم.
*درتصاویر حکاکی شده برسنگ نوشته های تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست٬هیچکس سواربراسب نیست٬هیچکس را در حال تعظیم نمی بینید٬هیچوقت برده داری درایران مرسوم نبوده است٬دربین این صدها پیکر تراشیده٬حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد.این است آداب ایرانی اصیل :نجابت٬قدرت٬احترام٬مهربانی٬خوشرویی و...یادمان باشد چه بودیم.چه شدیم.چه هستیم.
وقتی همه این حرفها وصدهاپیام دیگر را می خوانم٬فکر می کنم ما در کجای این عالم ایستاده ایم؟
دراین روزگار فصل ٬سخت حیرانم ٬من وشما و همه دوستان ٬گنج عمر خویش را به بهای کدام لذت ٬چنین به دست رود سپرده ایم؟
نوروز است٬باید خانه تکانی ذهن و دل کرد.نه درشعار٬بلکه درشعور و عمل.
فکر می کنم ٬یادداشت بالا وهمه توصیه های عالم وآدم ٬برای این است که بگوییم (انسان ارزش دارد)قدر انسان را بدانیم.قدر مردم را بدانیم.قدر رفقا و دوستان رابدانیم و به همدیگر احترام بگذاریم زیرا انسان زبالا است و بالا می رود.


