تبليغاتX
HTML> شب عاشقان بیدل
آنگاه که کلام از بیان احساس باز می ماند موسیقی آغاز میشود....



برگزاري نشست زيبايي‌شناسي تطبيقي موسيقي‌

نشست <زيبايي‌شناسي تطبيقي موسيقي> ديروز در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد.‌

دكتر حسام‌الدين سراج موسيقيدان كشورمان در اين نشست گفت: وقتي ما قطعه‌اي را مي‌شنويم و برايمان زيباست، اين قطعه تصويرهاي كمپوزيسيوني را مي‌‌دهد كه براي چشممان نيز زيباست.‌وي گفت: ما از اين كثرت دنيايي كه در آن بسر مي‌‌بريم مي‌‌توانيم سير صعودي كنيم و به عالم وحدت و حقيقت برويم.‌

وي با اشاره به اينكه انسان از روزنه‌هايي چون سمع و بصر و فؤاد كه شاكله‌ وجودي وي است، با هستي ارتباط برقرار مي‌‌كند، اظهار داشت: لوازم اوليه شناخت براي انسان كلمه وعدد است. چنانكه در قرآن و برخي كتابهاي آسماني ديگر به <كلمه> اشاره شده است.‌

دكتر سراج گفت: عدد ظاهري و باطني و نيز صورت ملكي و ملكوتي دارد، در صورت ملكوتي نسبتهايي كه ساخته مي‌‌شود، در موسيقي تم‌ها را مي‌ سازد و در معماري و مجسمه‌سازي، نسبتها زيبايي‌ها را مي‌‌سازند.‌

وي گفت: اعداد مفهوم سمبليك دارند، مثلاً عدد يك سمبل منشأ عالم و توحيد است.‌يك قابل تقسيم به بي‌نهايت است و در عين حال يگانه است.‌

وي افزود: آدم و حوا پيش از هبوط در عالم وحدت فقط زيبايي مي‌‌ديدند و پس از هبوط كه عدد 2 و كثرت پيدا شد، آنها زشتي‌ها و دروغ‌ها را نيز ديدند.‌دكتر سراج با مقايسه معماري و موسيقي تصريح كرد: معماري بصري است ولي موسيقي سمعي و بستر شكل‌گيري معماري مكان است و بستر شكل‌گيري موسيقي زمان؛ معماري ثابت و ايستا است و موسيقي متحرك؛ معماري فضاي مادي و معنوي ايجاد مي‌‌كند ولي موسيقي فضاي معنوي؛ معماري كاربرد تناسبات در حجم مكان و موسيقي كاربرد تناسبات در طول زمان است.‌

منبع: روزنامه ي اطلاعات

 


موضوع :
| +| نگاشته شده شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 و ساعت 1:20 توسط علی اعتصامي فر |


بغض پاره پاره

نظاره‌گران خاموش را بنگر

كه چه ملتهب به اشك‌هايت مي‌نگرند

و وقيحانه چهره‌اي حق به جانب بر خود گرفته‌اند

آناني كه هر دم گويا ، منتظر انهدام روح تواند

بنگر اين نارفيقان فرصت طلب را

كه اگر چشم بر هم بگذاري

تكه تكه شده‌اي برادر !

هوشت را وا مده و قلبت را به حراج مگذار

براي اينهمه ستاره‌ي سوسوزن دروغين

كه از بس بي دليل خنديده‌اند

هر دم عق مي‌زني از تعفن دهانشان

روي بپوشان و پرده بر سرا بكش

و برو تا اميد را بيابي

اما تنها .

شعر از دوست مهربانم : فرشيد قلي پور


موضوع :
| +| نگاشته شده شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387 و ساعت 18:46 توسط علی اعتصامي فر |


مسافر
من پر از خاطره ی دیروزم

و چه شوقی دارم که کشم رخت به فردای دگر

کوله بارم بسته ست

توشه ام آماده ست

***********

یکی از خاطره هایم اینست

که از آن پنجره ی رو به خیال

دست احساس تو

سنگی انداخت

عمق آن برکه ی دور

سفره ی دل بگشود

تا بگیرد در آغوش

سنگ انداخته را

لیکن آن سنگ فرو افتاده

تا توان داشت جهید

*********

سنگ لغزید در آب

رفت تا عمق سکوت برکه

و من اینک در راه

میروم بار دگر بر لب آب

تا ببینم آن سنگ

که خوابیده در اعماق سکوت برکه

دل من بود آیا؟

سراينده: مهدي هاشمي


موضوع :
| +| نگاشته شده شده در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 20:58 توسط علی اعتصامي فر |