تو رانادیدن ما غم نباشد
که در خیلت به از ما کم نباشد
من از دست تو در عالم نهم روی
ولیکن چون تو در عالم نباشد
ولیکن چون تو در عالم نباشد
من اول روز دانستم که این عهد
که با من میکنی محکم نباشد
که دانستم که هرگز سازگاری
پری را با بنی آدم نباشد
تو رانادیدن ما کم نباشد
که در خیلت به از ما کم نباشد
من از دست تو در عالم نهم روی
ولیکن چون تو در عالم نباشد
ولیکن چون تو در عالم نباشد
من از دست کمانداران ابرو ی
نمیآرم گذر کردن به هر سوی
بهشت است آنکه من دیدم نه رخسار
کمند است آنکه وی دارد نه گیسوی
بیا تا جان شیرین در تو ریزم
که بخل و دوستی با هم نباشد
نخواهم بی تو یکدم زندگانی
که طیر عشق بی همدم نباشد
تو رانادیدن ما کم نباشد
که در خیلت به از ما کم نباشد
من از دست تو در عالم نهم روی
ولیکن چون تو در عالم نباشد
ولیکن چون تو در عالم نباشد
دانلود موسیقی(برای دانلود رو لينك کلیک راست کنید و گزینه ی save target as را انتخاب كنيد)
چند روزي بيشتر نمانده بود تا بهار و عمو نوروزش کلون در دلهایمان را به صدا در بیاورند!!!
تا به حال بوی بهار خمارت کرده ؟!
تنبلی ها و خوشخوابی های بهارانه را ميگويم! زماني که ساعت بالای سرت هم دست از تلاش بر می دارد و با خود می گوید :"نخیر باز هم بوی بهار زده زیر دماغش بیدار بشو نیست که نیست!!!"
همه و همه چشمشان به تیک و تاک ساعت سر سفره ي هفت سین بود!
نه و شانزده دقیقه...
هفده دقیقه...
هجده دقیقه!
آغاز سال یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت هجری شمسی!
و همان صدای توپ و نقاره که با آن آشنا هستیم دوباره چند لحظه ای بساط شادی و شور بهارانه را به ما هدیه میکند!
تبریک سال جدید و دیده بوسی! تفعل زدن به حافظ و خواندن قرآن و نگاههای مشتاق و ملتمسانه ی بچه های خانواده به پدر و عیدی هاي میان قرآن!
لحظات به سرعت باد می آیند و می روند اگر لحظات خوشي وشادي باشند روزدتر هم میروند.
قدرشان را باید دانست و شاد بود و پای کوبی کرد!
باد بوي سمن آورد و گل نرگس و بيد
در دكان به چه رونق بگشايد عطار؟! (سعدي)



