تبليغاتX
BlogAndPostTitle->,alietesamifar, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs"> شب عاشقان بیدل

شب عاشقان بیدل

آنگاه که کلام از بیان احساس باز می ماند موسیقی آغاز میشود....

نشست <زيبايي‌شناسي تطبيقي موسيقي> ديروز در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد.‌
حسام الدين سراج
دكتر حسام‌الدين سراج موسيقيدان كشورمان در اين نشست گفت: وقتي ما قطعه‌اي را مي‌شنويم و برايمان زيباست، اين قطعه تصويرهاي كمپوزيسيوني را مي‌‌دهد كه براي چشممان نيز زيباست.‌وي گفت: ما از اين كثرت دنيايي كه در آن بسر مي‌‌بريم مي‌‌توانيم سير صعودي كنيم و به عالم وحدت و حقيقت برويم.‌

وي با اشاره به اينكه انسان از روزنه‌هايي چون سمع و بصر و فؤاد كه شاكله‌ وجودي وي است، با هستي ارتباط برقرار مي‌‌كند، اظهار داشت: لوازم اوليه شناخت براي انسان كلمه وعدد است. چنانكه در قرآن و برخي كتابهاي آسماني ديگر به <كلمه> اشاره شده است.‌

دكتر سراج گفت: عدد ظاهري و باطني و نيز صورت ملكي و ملكوتي دارد، در صورت ملكوتي نسبتهايي كه ساخته مي‌‌شود، در موسيقي تم‌ها را مي‌ سازد و در معماري و مجسمه‌سازي، نسبتها زيبايي‌ها را مي‌‌سازند.‌

وي گفت: اعداد مفهوم سمبليك دارند، مثلاً عدد يك سمبل منشأ عالم و توحيد است.‌يك قابل تقسيم به بي‌نهايت است و در عين حال يگانه است.‌

وي افزود: آدم و حوا پيش از هبوط در عالم وحدت فقط زيبايي مي‌‌ديدند و پس از هبوط كه عدد 2 و كثرت پيدا شد، آنها زشتي‌ها و دروغ‌ها را نيز ديدند.‌دكتر سراج با مقايسه معماري و موسيقي تصريح كرد: معماري بصري است ولي موسيقي سمعي و بستر شكل‌گيري معماري مكان است و بستر شكل‌گيري موسيقي زمان؛ معماري ثابت و ايستا است و موسيقي متحرك؛ معماري فضاي مادي و معنوي ايجاد مي‌‌كند ولي موسيقي فضاي معنوي؛ معماري كاربرد تناسبات در حجم مكان و موسيقي كاربرد تناسبات در طول زمان است.‌

منبع: روزنامه ي اطلاعات

+ نگاشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 1:20 توسط علی |

نظاره‌گران خاموش را بنگر

كه چه ملتهب به اشك‌هايت مي‌نگرند

و وقيحانه چهره‌اي حق به جانب بر خود گرفته‌اند

آناني كه هر دم گويا ، منتظر انهدام روح تواند

بنگر اين نارفيقان فرصت طلب را

كه اگر چشم بر هم بگذاري

تكه تكه شده‌اي برادر !

هوشت را وا مده و قلبت را به حراج مگذار

براي اينهمه ستاره‌ي سوسوزن دروغين

كه از بس بي دليل خنديده‌اند

هر دم عق مي‌زني از تعفن دهانشان

روي بپوشان و پرده بر سرا بكش

و برو تا اميد را بيابي

اما تنها .

شعر از دوست مهربانم : فرشيد قلي پور

+ نگاشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 18:46 توسط علی |

من پر از خاطره ی دیروزم

و چه شوقی دارم که کشم رخت به فردای دگر

کوله بارم بسته ست

توشه ام آماده ست

***********

یکی از خاطره هایم اینست

که از آن پنجره ی رو به خیال

دست احساس تو

سنگی انداخت

عمق آن برکه ی دور

سفره ی دل بگشود

تا بگیرد در آغوش

سنگ انداخته را

لیکن آن سنگ فرو افتاده

تا توان داشت جهید

*********

سنگ لغزید در آب

رفت تا عمق سکوت برکه

و من اینک در راه

میروم بار دگر بر لب آب

تا ببینم آن سنگ

که خوابیده در اعماق سکوت برکه

دل من بود آیا؟

سراينده: مهدي هاشمي

+ نگاشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 20:58 توسط علی |

سخن كز دل بر آيد   

لاجرم بر دل نشيند...!

 

+ نگاشته شده در جمعه هفتم تیر 1387ساعت 3:8 توسط علی |

کاش میشد به سلامی دل ما شاد کنی

یا به یک پاسخ سر از غم ما یاد کنی

من وضو ساختم از آب روان رخ خویش

می شد ام کاش که ابروی تو محراب کنی

هر چه کردیم نشد زلف تو آریم به دست

شود آیا که سر زلف توام دار کنی

چونکه یک تار نداند که کشد اینهمه غم

به که صد تار به هم بافی و اینکار کنی

هر چه از پیکره دانی برود جز غم تو

از تنم هیچ نماند که تو بر باد کنی

سوخته از غم معشوق چرا شکوه کنی؟

غم و معشوق نشاید که تو ممتاز کنی

آقاي مهدي هاشمي شاعر و خطاط

سراینده: مهدی هاشمی

 

+ نگاشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 1:31 توسط علی |

اثز جدید به نام گریه بی بهانه

ای عشق همه بهانه از توست
من خامشم این ترانه از توست

 

اثر جدید به نام گریه بی بهانه بر اساس اشعار حکیم سنائی، هوشنگ ابتحاج (سایه)، قیصر امین پور و مولانا با آهنگسازی فرهاد رحیمیان، محمد حقیقی فرد، جمال منبری و حسام الدین سراج به زودی تقدیم هم میهنان عزیز خواهد شد.
این اثر توسط شرکت سروش توزیع می گردد.

a

تصنیف قدیمی ملکا که مورد توجه بسیاری از مخاطبین بود، برای اولین بار در این آلبوم منتشر شده است.

 

+ نگاشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 1:48 توسط علی |

به نام خدا

عكاس: سيد مهدي دهدشتي(ديتيل شده از روي عكس اصلي)
در حدود يك سال و نيم پيش خبري تحت عنوان انتشار آلبوم  موسيقي به خوانندگي آقای سراج با نام"آواز حيرت" توجهمان را به خود جلب كرد. به اين دليل كه ايشان بعد انتشار چند كار متوالي در دهه هفتاد و پس از انتشار آلبومهاي "وداع" و "آيينه و آه" مدتي حضوركمتري در زمينه ي اجراي كنسرت و انتشار آلبوم موسيقي داشتند. مدتي گذشت و خبري با موضوع تغيير نام اين آلبوم به "بي من مرو" و كمي تاخير(!) تا انتشار آن، در وبسايتهاي خبري منعكس شد. از شنوندگان آثار آقاي سراج كه پنهان نيست از شما چه پنهان! هر چند ماه يكبار خبري جديدي ميشنيديم در رابطه با اينكه انتشار اين آلبوم به دلايلي-كه حدسهايي هم در اين باره زده ام!!!- به تاخير افتاده اين اخبار آنقدر ادامه پيدا كرد كه ديگر اطمينان پيدا كردم كه اين آلبوم خيال منتشر شدن ندارد و از پيگري خبر در اين رابطه دست برداشتم.

 اين بلا تكليفي تا زمان درگذشت قيصر امين پور ادامه پيدا كرد. جناب سراج كه در آن زمان سخت تحت تاثير فراق دوست و همراهشان قيصر امين پور بودند خبر از انتشار آلبوم جديدي با اشعار شادروان امين پور دادند. حدس ميزدم با روندي كه انتشار آلبوم "بي من مرو" طي ميكند براي دهه نود ما ميتوانيم قلكهايمان را براي خريد اين آلبوم بشكنيم شايد تا آن زمان ايران حق كپي رايت را هم امضا كرد و بايد دسته چك براي خريدش بكشيم! البته من از طريق يك منبع معتبر اطلاعاتي-خويشاوندي(!) مطلع بودم آقاي سراج در ماه  بهمن آنقدر براي ضبط اين آلبوم زمان گذاشته اند كه ساعت چهار صبح، درست زماني كه ما در خواب ناز به سر ميبريم، ايشان با چشمان قرمز و خواب آلود از استوديو ضبط موسيقي خارج ميشدند و حتي تا مدتها به دفتر كارشان هم سر نمي زدند پس می توانستم به انتشار به موقع این آلبوم دلخوش باشم (حسادت نكنيد ميخواستيد شما هم منبع اطلاعاتي داشته باشيد به من چه!؟)

 پيگيري ها ادامه پيدا كرد تا اواخر ماه فروردين كه از جانب دوستم خبري بدستم رسيد با عنوان انتشار 4 آلبوم موسيقي جديد به خوانندگي حسام الدين سراج. از فرط خوشحالی سر از پا نمي شناختم بعد از اینهمه انتظار با این خبر تمام خستگی از وجودم به یکباره بیرون رفت! در پيگيريها متوجه شدم دو تا از همين آلبومهاي در راه انتشار، همان دو آلبوم پشت انتشار پارسال هستند كه در اين يكسال بي شك زير خيل عظيم هزاران آلبوم پشت مجوز ارشاد پخته كه هيچ برشته هم شده اند! خبر را با هر كه در ميان ميگذاشتم ابراز خوشحالي ميكرد تا زماني كه با همكارم آقاي قلي پور راجع به خبر صحبت كردم .

آقاي قلي پور كه از اخبار موسيقي كم و بيش با خبر هستند همان چيزي را ياد آور شدند كه مدتي بود مانند بختك به جان من افتاده بود و من را نگران کرده بود. گفتند: "اميدوارم آقای سراج هم مثل آقاي فلاني و بهماني بازاري نشوند" اين درست همان چيزي بود که برخی از اطرافیانم هم گفته بودند. این بحث از آقای سراج کاملا به دور است اما منظور فرشید قلی پور این است که متاسفانه جو بدي در ميان جامعه ي هنري حاكم شده به اين ترتيب كه برخي از هنرمندان بعد موفقيتهاي كاري متوالي و استقبال مردم از آثارشان، دست به تكرار و بي دقتي در عرضه ي كارهاي بعديشان ميزنند و ديگر وسواس و دقت كارهاي گذشته را در آثار جديدشان به كار نميبرند.

 اين كار باعث ميشود كه كارهايشان به آثار بازاري و دم دستي تبديل شوند و به فرض مثال از این پس ما آلبومهاي آقاي فلان را به جاي اينكه پشت ويترين مراكز معتبر فروش محصولت فرهنگي ببينيم، در يخچال سوپر ماركتها مشاهده كنيم و يا در بساط دست فروشان كنار معابر و بين مردم باب شود كه فلان خواننده سالي يك mp3كامل ميدهد!

در هر حال به نظر برخي از دوستان من انتشار 4 آلبوم در يك سال ممكن است كمي به موقعيت كاري آقاي سراج خدشه وارد كند چون در هر صورت عموم مردم از تاخير انتشار دو آلبوم گذشته شان با خبر نيستند و ممكن است قضاوتهاي نا عادلانه اي در اين زمينه بکنند كه به سرعت نور در كل ايران در دهان همه جا باز كند. همچنان كه داريم ميبينيم خيلي ها كارهاي استاد شجريان را نقد ميكنند و يا خود را شيفته ي صدای ايشان نشان ميدهند در حالي كه اگر يكي از كارهاي ايشان را مثلا همين موسيقي وبلاگ من-كه ميدانم تا وارد وبلاگ شديد آنرا قطع كرديد!!!- را برايشان بگذاريم صداي آقاي شجريان را تشخيص نخواهند داد! خلاصه مطلب! در هر كاري اگر در چرخه ي تكرار بيفتيم ممكن است كارمان به اثري دم دستي تبديل شود كه ديگر شوقي از جانب مخاطبان بروز نكند و گذشته كاري و آينده ي كاري خودمان را به خطر بيندازيم. البته با وسواس و دقتی كه از آقاي سراج در كارهايشان سراغ دارم و با سرعتی که سازمان ارشاد در دادن مجوز به آلبومهای موسیقی دارد(!) گمان نمي كنم هر ۴ آلبوم امسال منتشر شوند و اين صحبتها فقط در حد يك نگراني و نظريه ي رد شده باقي مي ماند و بس.



ته مقاله(!): "شب عاشقان بيدل" يك ساله شد! براي خودم و وبلاگم آرزوي موفقيت و براي شما آرزوي صبر ايوب را خداوند منان و مديريت بلاگفا خواستارم!

+ نگاشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:38 توسط علی |

سلام !
تبریک به تمام دوستداران جناب سراج . بعد از ۴ سال انتظار (!) ایشان با ۴ آلبوم جدید در راهند!!! :
 
۳ آلبوم موسیقی به خوانندگی «حسام‌الدین سراج» به زودی در بازار موسیقی منتشر می‌شود.
حسام‌الدین سراج گفت: آلبوم «بی‌من مرو» یكی از سه آلبومی است كه مراحل كار آن به پایان رسیده و به زودی منتشر خواهد شد.
وی افزود: تصانیف این آلبوم بر روی اشعاری از هوشنگ ابتهاج ، مولانا و حافظ است كه با عنوان «بی‌من مرو» شكل گرفته است.
این خواننده با اشاره به دیگر آثار در حال انتشارش بیان داشت:اثر دیگر من به آهنگسازی «طریقت» است كه شامل مجموعه تصانیف ایرانی و ساز آواز است كه فرم تنظیم آن جدید است به طوری كه تحرك و حركت در آن وجود دارد (!) در واقع قطعات این آلبوم تصانیف و ملودیهایی هستند كه در عین اینكه خوشایند و مطبوعند، پیچیده نیز هستند یعنی نحوه اجرایش ساده نیست.
سراج ادامه داد:كار دیگر من با «رامین كاكاوند» شكل گرفته كه مجموعه‌ای از تصنیف با شعر مولانا و حافظ است.
وی تصریح كرد:این دو آلبوم هم اكنون در مرحله ضبط قرار دارند كه هنوز نام آنها مشخص نشده است اما تمامی مراحل آلبوم «بی‌من مرو» انجام و در مسیر انتشار قرار دارد.
سراج در خاتمه در خصوص برگزاری كنسرت اظهار داشت:در برنامه‌هایمان برگزاری كنسرت نیز هست به طوری كه در حال حاضر صحبتهایی در این خصوص انجام داده‌ایم كه امیداوارم به نتیجه برسیم.

+ نگاشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:15 توسط علی |

اشعار «قيصر امين‌پور» با صداي «حسام‌الدين سراج» بزودي در قالب يك آلبوم موسيقي با عنوان «گريه بي‌بهانه» منتشر مي‌شود.( ای جانم!!!!)

 

«حسام‌الدين سراج» گفت: در اين آلبوم اشعار قيصر امين‌پور همراه با يك تصنيف بر روي شعري از «هوشنگ ابتهاج» و چند تصنيف ديگر از «جمله ملكا ذكر تو گويم» در كنار هم قرار گرفته‌اند كه بعضي از ملودي‌هاي آنها از من با تنظيم آقاي «حقيقي» است كه به صورت سي‌دي و كاست به زودي از طريق انتشارات سروش با عنوان «گريه بي‌بهانه» منتشر مي‌شود.
وي با بيان اينكه اين آلبوم بسيار متنوع است،افزود: تمام اين قطعات دنباله‌رو هم هستند و سعي شده تصانيف و اشعار از نظر موضوع و تنظيم با هم مرتبط باشند به طوري كه كوك سازها به هم نزديك و در يك گام و دستگاه هستند.
همچنين در اين مجموعه اشعار «قيصر» در دو بخش به صورت ساز و آواز در ماهور و دشتي خوانده شده‌اند.
همچنين در اين مجموعه اشعار «قيصر» در دو بخش به صورت ساز و آواز در ماهور و دشتي     خوانده شده‌اند.
اين خواننده با اشاره به اينكه اين آلبوم بعد از فوت «امين‌پور» خلق شده اظهار داشت: «قيصر» از دوستان بسيار خوب ما بود و من خيلي به ايشان علاقه داشتم.
«سراج» ادامه داد: حالت شعرهاي «قيصر» سهل و ممتنع است يعني در عين سادگي دلنشين و روان است و در عين حال نمي‌شود با آنها مقابله كرد. آن زماني كه من اين كارها ضبط مي‌كردم سخت تحت تاثير فراق ايشان بودم و اميدوارم اين اثر كه با حال و هواي خاصي شكل گرفته دل‌نشين مردم باشد.
وي در خصوص خواندن و انتشار مجموعه اشعار «قيصر» در قالب چند مجموعه گفت: ديوان «قيصر» در اختيار همه هست و چه من و چه ديگران مي‌توانند روي آنها كار كنند.من فكر مي‌كنم اشعار «قيصر» زمينه كار بسيار دارد.
«سراج» در خاتمه خاطر نشان كرد:آلبوم «گريه بي‌بهانه» هم اكنون آماده شده و ما آن را به انتشارات سروش تحويل داديم و اين شركت نيز با طي كردن مراحل چاپ روي جلد و ... آن را در بازار موسيقي منتشر مي‌كند.

+ نگاشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 20:20 توسط علی |

سلام!

ممكن است اين مصاحبه براي دوستداران آقاي سراج تكراري و كمي قديمي باشد! ولي از آنجا كه مطالبي كه به آنها در مصاحبه اشاره شده {از جمله اخد مدرك دكتراي آقاي سراج از انگلستان كه من خودم هم از آن بي خبر بودم!!!} مطالب بدردبخوري هستند خواندن اين پست خالي از لطف نيست!

 

حسام الدین سراج را خیلی ها با مجموعه «نینوا» شناختند؛ مجموعه‌ای که می توان آن را اولین محصول موسیقیایی حوزه هنری دانست، در این چند سال علاقمندان سراج، در کارهایی چون باغ ارغوان، وصل مستان، شمس الضحی، یاد یار، آقای عشق، طریقت عشق، شرح فراق، آیینه رو، دل‌آرا، بی نشان، نرگس مست، رویای وصل، وداع، نازنین یار، ماه نور و آیینه وآه و... صدا و موسیقی او را پی‌گرفته اند؛ در بین کارهای سراج، آلبوم «وداع» از جهاتی کار متفاوتی است؛ اثری درباره واقعه عاشورا که بسیاری از کارهایی که در این حوزه منشر شده، فرق دارد؛ این اثر با چهارچوب های موسیقیایی شکل گرفته است و محصول کار هنرمندی است که سال‌ها به تلمذ و آواز در محضر اساتیدی چون محمدرضا شجریان، فرامرز پایور، پشنگ کامکار و... پرداخته است؛ اثری که می‌توان آن را فارغ از مضمون‌اش با الگوهای هنری نقد و بررسی کرد. این هنرمند 49 ساله دکترای معماری اش را از انگلستان گرفته است.(مبارکشان باشد!)

در مجموعه «وداع» از یک طرف با یک اثر موسیقیایی کامل طرفیم و از طرفی با یک مضمون مذهبی؛ این همراهی ممکن است برای عده ای چندان معمول نباشد؟ 
سراج: «شبی بیا به بزم حسینی و بشنو از عشاق
به گوش هوش نوای حجاز و شور عراق»
این شعر که در آن به گوشه‌های موسیقی ایرانی اشاره شده، از مرحوم آیت الله کمپانی یا آیت الله غروی است؛ کسی که در عین حال که استاد حوزه علمیه و یک استاد فرهیخته بود، شاعر هم بود و مضامین شعری را متناسب با فضای موضوعی، درست آورده است.
 
موسیقی ما با مذهب منافات ندارد؛ موسیقی درست در راستای مذهب است که بعضی ها به آن می‌گویند هنر دینی یا هنر معنوی. من معتقدم که هنر همیشه دینی است؛ اگر قائل به مفهوم واقعی هنر باشیم، هنر همیشه معنوی است. موسیقی از زیر مجموعه‌های هنر است قاعدتا از دین جدا نیست.
 
همه اینها ریشه در فطرت انسان دارند، عزیزانی که فکر می‌کنند موسیقی با مذهب سازگار نیست، بخشی از موسیقی را مترادف با کل موسیقی گرفته‌اند؛ موسیقی متناسب با دربار بنی امیه و موسیقی عیش و نوش که مسیر قهقهرایی و استدراجی دارد را به عنوان مطلق موسیقی گرفته اند و طبیعی است که این موسیقی نمی‌تواند جایگاه مثبتی داشته باشد. 



شما خودتان شخصا به چنین نگاهی رسیده اید یا فضای اطرافتان بر شکل‌گیری این طرز تلقی موثر بوده است؟ 
سراج: من در یک خانواده روحانی بزرگ شده ام؛ پدرم روحانی بود ولی روحانی که هم به موسیقی علاقه داشت، هم به هنر و هم به شعر وحکمت. ایشان همنشین استاد جلال‌الدین همایی بود، همنشین مرحوم تاج اصفهانی، همنشین استاد حسن کسایی و استاد جلیل شهناز، که ایشان را خدا زنده بدارد؛ اساتیدی که بزرکان هنر و ادب بودند، اساتید موسیقی و سخن بودند؛ در عین حال ایشان تفکرشان یک تفکر حکمی و معنوی بود و به همین جهت دین را از هنر جدا نمی‌دانست. به دلیل تفکر ایشان و زمینه‌های تربیتی ویژه ای که داشت من به موسیقی علاقمند
موسیقی ما با مذهب منافات ندارد؛ موسیقی درست در راستای مذهب است.
شدم. 



یعنی شما را از موسیقی منع نمی کردند؟ 
سراج: مرحوم پدرم از نظر من آدم وارسته‌ای بود و با اینکه یک روحانی بود، هیچ وقت به من نگفت نماز بخوان؛ فقط نماز خودش را دیدم و حالات وسکنات و رفتارشان را و نماز خواندم. 

اگر کسی برای آدم جذاب باشد، او را الگوی خودش می گیرد.
 جالب است؛ من با آنکه استعداد موسیقی داشتم ولی در سن نوجوانی به جهت خام بودنم مقابل آموختن موسیقی مقاومت می‌کردم؛ من همیشه به پدرم می‌گفتم موسیقی حرام است ولی ایشان به من می‌گفت اشکالی ندارد، الان شما برو علم موسیقی یاد بگیر، هنر موسیقی را یاد بگیر، کاربردش را بعدا متوجه خواهی شد و حقیقتا هم همین طور شد. من موسیقی کار کردم، مبانی فقهی موسیقی کار کردم، در باب شناخت موسیقی و فیزیک صوت، خوانندگی،آهنگسازی(تا حدودی) و الان به این نتیجه رسیده‌ام که دقیقا دیدگاه پدر من درست بوده، در ردیف ما شعری داریم که می‌گوید:
جوانا سر متاب از پند پیران
که رای پیر از بخت جوان به 



از ردیف موسیقی ایرانی گفتید؛ در تاریخ موسیقی ایران چطور؟ چه نسبت هایی می توان بین واقعه عاشورا وموسیقی پیدا کرد؟ 
سراج:  ببینید، اشعاری که در ردیف موسیقی ایرانی استفاده شده و می شود، بخشی‌اش به تعزیه و نوحه و مرثیه بر می گردد؛ مثلا گوشه حسینی داریم، گوشه رضوی داریم، گوشه مهربانی داریم؛ من یادم می‌آید که مرحوم پدرم گوشه مهربانی را در بیات ترک می‌خواند با یک شعر که زبان حال سیدالشهدا(ع) بود. 

برایتان می خوانم که البته در مصاحبه نمی توانید این رابیاورید؛ به این نحو است:
گفتا که حسین، ای داور من
این اصغر من، این اکبر من
این سم ستور، این پیکر من
این خنجر شمر، این حنجر من 

علمای قدیم اکثرا موسیقی می‌دانستند. مرحوم تاج اصفهانی فرزند تاج الواعظین معروف بود که در اصفهان بسیار شهرت داشت و وقتی مرحوم تاج پدرشان فوت شده بود، پدرم نقل می کرد مدرسه سیدالعراقین اصفهان خیلی شلوغ شده بود و تاج رفت در فوت پدرش این شعر را خواند:
یک پسر گم کرد یعقوب و دو چشمش کور شد
چون نگریم من که یک عالم پدر گم کرده
پدرم روحانی بود ولی روحانی که هم به موسیقی علاقه داشت، هم به هنر و هم به شعر وحکمت.
ام 

پدرم می گفت مناسب‌خوانی در آواز از ضروریات و لوازم اولیه آواز است؛ بزرگان ما اهل معنا بودند و بی جهت موردی را توصیه یا منع نمی کردند. 



پدر شما هم ساز می زدند؟ 
سراج: نه، ایشان ساز نمی‌زدند. 
 
 
در گذشته شما به موردی برخورده‌اید که در آن برای عزاداری ایام عاشورا، سازهای معمول موسیقی سنتی ایرانی مثل تار و سنتور حضور داشته باشد؟ 
سراج: نه، از قدیمی ها ندیده ام ولی یادم هست مرحوم پدرم می‌گفت یک بار با یکی از دوستان رفته بودیم قبرستان تخت فولاد (مرحوم پدرم و جدم و همه روحانی بودند و آنجا دفن شده اند)، بعد می گفت نشسته بودیم توی تکیه میرزا ابوالمعالی که دیدیم چندتا از این موسیقی‌دان ها آمدند ونشستند توی یکی از این تکیه‌ها و شب را برای امام حسین(ع) باساز خودشان عزاداری کردند؛ مخاطب نداشتند. مرحوم تاج اصفهانی هم بوده، آقای شهناز، آقای کسایی یا آقای نوایی هم بوده اند.
 
می‌گفت نشسته بودند و یک مجلس اساسی داشتند، ما طرفشان نرفتیم تا حالشان عوض نشود؛ ما این طرف نشستیم و گریه کردیم، آنها هم توی حال خودشان بودند. 


شناخت موسیقی چقدر برای یک خواننده که در ایام سوگواری میخواند، ضرورت دارد ؟ 
سراج: وقتی کسی مداحی می کند، قاعدتا بخشی از کارش موسیقی است، درست که سازی در کار نیست ولی ساز خواننده در حنجره اوست، یعنی دارد تمامی قوانین موسیقی را با حنجره اش اجرا می کند؛ مداح باید بر دو چیز احاطه داشته باشد، یکی شعر، شعر متناسب با فرهنگ عاشورا را خوب بشناسد و دواوین مختلف را زیر ورو کرده باشد و گلچین کند، دوم موسیقی مداحی، چون اگر از عوامل موسیقیائی _ چه به صورت تجربه شخصی و چه به صورت علمی _ اطلاع نداشته باشد در یک محدوده خاص گیر می کند و همیشه یک ملودی خاص می خواند و یک ملودی خاص می شنود.
 
از قدما تعزیه زیاد است، تعزیه هایی که ملودی های بسیار زیبائی دارند که متاسفانه امروز مداحان جوان از آن اطلاعی ندارند. اگر آن ملودی ها را می شنیدند و با یک غنای فرهنگی این کار را انجام می دادند خیلی بهتر بود و قاعدتا وقتی رسانه های ما هم کار محققانه ای در این باب انجام نمی دهند،
اشعاری که در ردیف موسیقی ایرانی استفاده شده و می شود، بخشی‌اش به تعزیه و نوحه و مرثیه بر می گردد.
می رسیم به جایی که این زمینه دائما تکرار می شود، این مداح صدای آن مداح را تقلید می کند ... آن مداح شعر این مداح را می خواند. 

این است که همه چیز در یک حد متوسطی می ماند. یک مثال بزنیم، کسی که می آید برای حضرت سید الشهداء(ع) آشپزی کند، باید نمک را بشناسد، دارچین را بشناسد، فلفل را بشناسد ، گوشت را بشناسد، سیب زمینی را بشناسد، ذائقه مردمی که آمده اند آنجا غذا بخورند را بشناسد و امام حسین(ع) را بشناسد، این نکته مهمی است؛ آن وقت غذای امام حسین(ع) مزه دیگری دارد. 



به شعر اشاره کردید؛ چه معیارهایی برای شعر این نوع کار دارید؟ اصلا انتخاب خودتان چیست؟ 
سراج: از مرثیه سراهای خوب، شعر زیاد است اما آنکه به دل من نشسته عمان سامانی است. دیگران را هم دوست دارم؛ همین دیشب مثنوی «نی نامه» قیصر را می خواندم؛ به نظر من شعر بسیار قوی است، قیصر همیشه سعی می کرد کاری که بهترین است را عرضه کند، یعنی مجاهده داشت در کارش، تلاش می کرد بهترین ها را خلق کند و این شعر هم از شاهکارهایی است که در سوگ حضرت ابا عبدالله(ع) سروده  شده است. 



چرا شعر عمان سامانی به دلتان نشسته؟ 
سراج: عمان یک ویژگی دارد که متمایزش می کند، در عین اینکه مرثیه گفته است، در همان حال مضمون عارفانه گفته، مضمون عاشقانه گفته و در همان حال صنایع شعری هم دارد کار می کند. به احتمال قوی خودش نقشه نکشیده که این اتفاق بیفتد، در وجودش بوده، مثل مولانا که می گوید « خون چو می جوشد، منش از شعر رنگی می زنم» توی وجودش بوده، وقتی شروع می کند می گوید:
کیست این پنهان مرا در جان و تن / کز زبان من همی گوید سخن
اینکه گوید از لب من راز کیست / بشنوید این صاحب آواز کیست 



 

ادامه مطلب

+ نگاشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:8 توسط علی |

متن و فايل صوتي تصنيف "بوي بهشت" از" آلبوم بوي بهشت" جناب آقاي سراج

سيد حسام الدين سراج

تو رانادیدن ما غم نباشد

که در خیلت به از ما کم نباشد

من از دست تو در عالم نهم روی

ولیکن چون تو در عالم نباشد
ولیکن چون تو در عالم نباشد

من اول روز دانستم که این عهد

که با من میکنی محکم نباشد

که دانستم که هرگز سازگاری

پری را با بنی آدم نباشد


تو رانادیدن ما کم نباشد

که در خیلت به از ما کم نباشد

من از دست تو در عالم نهم روی

ولیکن چون تو در عالم نباشد
ولیکن چون تو در عالم نباشد

من از دست کمانداران ابرو ی

نمیآرم گذر کردن به هر سوی

بهشت است آنکه من دیدم نه رخسار

کمند است آنکه وی دارد نه گیسوی

بیا تا جان شیرین در تو ریزم


که بخل و دوستی با هم نباشد

نخواهم بی تو یکدم زندگانی

که طیر عشق بی همدم نباشد



تو رانادیدن ما کم نباشد

که در خیلت به از ما کم نباشد

من از دست تو در عالم نهم روی

ولیکن چون تو در عالم نباشد
ولیکن چون تو در عالم نباشد

دانلود موسیقی(برای دانلود رو لينك کلیک راست کنید و گزینه ی save target as را انتخاب كنيد)

اطلاعات بيشتر در رابطه با آلبوم بوي بهشت

+ نگاشته شده در جمعه نهم فروردین 1387ساعت 5:39 توسط علی |